واژه

extinguish

/ɪkˈstɪŋɡwɪʃ/

خاموش کردن؛ پایان دادن

اِکستینگویش

Definition

to bring about the end of something

توضیح فارسی

باعث پایان یافتن چیزی شدن؛ پایان دادن به چیزی

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. extinguishable

adj. قابل خاموش شدن

n. extinguishment

n. خاموش‌سازی؛ پایان دادن

syn. terminate

syn. پایان دادن؛ خاتمه دادن

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.