/kəmˈpleks/
کِمپلِکس
difficult to understand or explain; having many parts
دشوار برای فهمیدن یا توضیح دادن؛ دارای بخشهای بسیار
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
n. complexity
n. پیچیدگی
syn. complicated
syn. پیچیده
The businessmen astutely approached the complex production problem.
بازرگانان با زیرکی به مسئلهٔ پیچیده تولید پرداختند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.