واژه

chiefly

/ˈtʃiːfli/

عمدتاً؛ بیشتر

چیف‌لی

Definition

the most important or most common

توضیح فارسی

مهم‌ترین یا رایج‌ترین؛ عمدتاً

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. chief

adj. اصلی؛ مهم‌ترین

syn. mostly

syn. عمدتاً؛ بیشتر

Houses are made chiefly of wood products.

خانه‌ها عمدتاً از محصولات چوبی ساخته می‌شوند.

هاوسِز آر مِید چیف‌لی آو وود پراداکتس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.