واژه

work out

wɜːrk aʊt

حل کردن؛ به نتیجه رسیدن؛ توسعه دادن

وِرک آوت

Definition

to end or cause to end successfully; to develop

توضیح فارسی

با موفقیت به پایان رسیدن یا رساندن؛ توسعه دادن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

syn. solve

syn. حل کردن

Their ambitious plan will likely work out.

احتمالاً برنامه بلندپروازانه آنها موفق خواهد شد.

ذِر اَمبیشِس پِلَن ویل لایکلی وِرک آوت.

The two groups worked out a compromise that benefited them both.

دو گروه به یک سازش دست یافتند که به نفع هر دو بود.

ذِ تو گروپس وِرکْت آوت اِ کامپْرُمایز ذَت بِنِفیتِد ذِم بوث.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.