واژه

unique

juˈniːk

منحصربه‌فرد؛ یگانه

یونیک

Definition

to be the only one of a kind; special

توضیح فارسی

تنها نمونه از نوع خود بودن؛ خاص

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. uniquely

adv. به‌طور منحصربه‌فرد

n. uniqueness

n. منحصربه‌فرد بودن

syn. rare

syn. نادر

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.