واژه

recompense

ˈrekəmpens

جبران؛ پاداش

رِکِمپِنس

Definition

a repayment or reward for a deed

توضیح فارسی

بازپرداخت یا پاداشی در برابر یک کار

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. recompensable

adv. قابل جبران یا پاداش

v. recompense

v. جبران کردن؛ پاداش دادن

syn. compensation

syn. جبران؛ غرامت

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.