ɪnˈsesənt
اِنسِسِنت
nonstop, continual, or never-ending
بیوقفه، مداوم یا پایانناپذیر
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
adv. incessantly
adv. پیوسته؛ بیوقفه
syn. constant
syn. مداوم؛ ثابت
The woman's incessant talking disturbed everyone watching the movie.
حرفزدن بیوقفه آن زن، همه کسانی را که فیلم میدیدند آزار داد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.