واژه

caution

ˈkɔːʃən

هشدار دادن؛ احتیاط

کاشِن

Definition

to alert someone of danger, warn someone to take care or pay attention to something

توضیح فارسی

کسی را از خطر آگاه کردن؛ هشدار دادن که مراقب باشد یا به چیزی توجه کند

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. cautious

adj. محتاط

adj. cautionary

adj. هشداردهنده؛ عبرت‌آموز

adv. cautiously

adv. بااحتیاط

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.