واژه

brilliant

ˈbrɪljənt

درخشان؛ بسیار باهوش

بِریلیِنت

Definition

intensely bright or colorful; intelligent

توضیح فارسی

بسیار روشن یا رنگارنگ؛ باهوش

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. brilliantly

adv. به‌طور درخشان؛ هوشمندانه

n. brilliance

n. درخشندگی؛ نبوغ

syn. radiant

syn. درخشان

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.