ber
بِر
to produce, to carry; to show; to endure
تولید کردن، حمل کردن؛ نشان دادن؛ تحمل کردن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
adv. bearably
adv. بهطور قابلتحمل
adj. bearable
adj. قابلتحمل
syn. yield
syn. تولید کردن؛ به بار آوردن
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.