واژه

bear

ber

تولید کردن؛ حمل کردن؛ نشان دادن؛ تحمل کردن

بِر

Definition

to produce, to carry; to show; to endure

توضیح فارسی

تولید کردن، حمل کردن؛ نشان دادن؛ تحمل کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. bearably

adv. به‌طور قابل‌تحمل

adj. bearable

adj. قابل‌تحمل

syn. yield

syn. تولید کردن؛ به بار آوردن

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.