/rɪˈlɪŋkwɪʃ/
رِلینکویش
to give up control
کنترل را واگذار کردن یا از آن دست کشیدن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
n. relinquishment
n. واگذاری؛ دست کشیدن
syn. abdicate
syn. کنارهگیری کردن؛ واگذار کردن
The troubled executive relinquished her control of the company.
مدیر گرفتار، کنترل شرکت را واگذار کرد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.