واژه

petition

/pəˈtɪʃən/

درخواست کردن؛ دادخواست دادن

پِتیشِن

Definition

to make a request

توضیح فارسی

درخواست کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

n. petition

n. درخواست؛ دادخواست

syn. appeal

syn. درخواست؛ تقاضا

Canada petitioned the United Nations to consider its case.

کانادا از سازمان ملل درخواست کرد پرونده‌اش را بررسی کند.

کَنِدا پِتیشِند دِ یونایتِد نِیشِنز تو کِنسیدِر ایتس کِیس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.