واژه

mundane

/mʌnˈdeɪn/

معمولی؛ روزمره

ماندِین

Definition

common or routine

توضیح فارسی

معمول یا تکراری و روزمره

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. mundanely

adv. به‌صورت عادی و روزمره

n. mundaneness

n. عادی‌بودن؛ روزمرگی

n. mundanity

n. روزمرگی؛ پیش‌پاافتادگی

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.