/ɪmˈbɑːdi/
اِمبادی
to be a good example of a concept or idea
نمونهٔ خوبی از یک مفهوم یا ایده بودن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
n. embodiment
n. تجسم؛ نمود عینی
syn. exemplify
syn. نمونه بودن؛ تجسم بخشیدن
The constitution is an embodiment of American ideals.
قانون اساسی تجسم آرمانهای آمریکایی است.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.