واژه

determined

/dɪˈtɜːrmɪnd/

مصمم؛ راسخ

دیتِرمِند

Definition

strong in one’s opinion, firm in conviction; to find out

توضیح فارسی

در عقیدهٔ خود محکم و راسخ؛ همچنین: مشخص یا معلوم کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

n. determination

n. عزم؛ اراده

v. determine

v. تعیین کردن؛ مشخص کردن

syn. resolute

syn. مصمم؛ استوار

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.