واژه

arbitrary

/ˈɑːrbɪtreri/

دل‌بخواهی؛ خودسرانه

آربیتْرِری

Definition

an action or decision made with little thought, order, or reason

توضیح فارسی

عمل یا تصمیمی که با اندیشه، نظم یا دلیل اندک انجام شده باشد

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. arbitrarily

adv. خودسرانه؛ بدون دلیل مشخص

n. arbitrariness

n. خودسرانگی؛ دلبخواهی بودن

syn. haphazard

syn. بی‌قاعده؛ تصادفی

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.