واژه

turbulent

/ˈtɜːrbjələnt/

آشفته؛ متلاطم؛ بی‌ثبات

تِربیولِنت

Definition

to be in a disordered, disturbed, or unstable condition

توضیح فارسی

در وضعیت آشفته، مختل یا بی‌ثبات بودن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

n. turbulence

اسم: آشفتگی؛ تلاطم

تِربیولِنس

adv. turbulently

قید: به‌شکل آشفته

تِربیولِنتلی

syn. chaotic

مترادف: آشفته؛ بی‌نظم

کِی‌آتیک
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.