واژه

conform

/kənˈfɔːrm/

مطابقت داشتن؛ پیروی کردن

کِنفورم

Definition

to follow established rules or patterns of behavior

توضیح فارسی

پیروی از قوانین یا الگوهای رفتاری تثبیت‌شده

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

n. conformity

اسم: همنوایی؛ مطابقت

کِنفورمِتی

n. conformist

اسم: فرد همنوا؛ پیرو عرف

کِنفورمیست

syn. adapt

مترادف: سازگار شدن

اَدَپت
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.