واژه

benign

/bɪˈnaɪn/

بی‌ضرر؛ ملایم

بِناین

Definition

doing no harm or damage; gentle

توضیح فارسی

بدون ایجاد آسیب یا خسارت؛ ملایم

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

syn. harmless

مترادف: بی‌ضرر

هارملِس

He has a warm, benign smile that makes everyone comfortable.

او لبخندی گرم و ملایم دارد که همه را راحت می‌کند.

هی هَز اَ وُرم بِناین اِسمایل ذَت مِیکس اِوری‌وان کامفِرتِبِل.

The mold on the plants proved to be benign.

معلوم شد کپک روی گیاهان بی‌ضرر است.

دِ مولد آن دِ پِلَنتس پروود تو بی بِناین.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.