واژه

ascertain

/ˌæsərˈteɪn/

معلوم کردن؛ پی بردن

اَسِرتِین

Definition

to discover; find out

توضیح فارسی

کشف کردن؛ پی بردن و معلوم کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. ascertainable

صفت: قابل تشخیص؛ قابل تعیین

اَسِرتِینِبِل

adv. ascertainably

قید: به‌صورت قابل تشخیص

اَسِرتِینِبلی

n. ascertainment

اسم: تشخیص؛ تعیین

اَسِرتِینمِنت
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.