واژه

anticipate

/ænˈtɪsɪpeɪt/

پیش‌بینی کردن؛ از پیش انتظار داشتن

اَنتیسیپِیت

Definition

to think about or prepare for something ahead of time

توضیح فارسی

از قبل درباره چیزی فکر کردن یا برای آن آماده شدن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. anticipatory

صفت: پیش‌بینانه؛ ناشی از انتظار

اَنتیسیپِتُری

n. anticipation

اسم: انتظار؛ پیش‌بینی

اَنتیسیپِیشن

syn. predict

مترادف: پیش‌بینی کردن

پریدیکت
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.