واژه

annoying

/əˈnɔɪɪŋ/

آزاردهنده؛ مزاحم

اَنویینگ

Definition

a slight bother; disturbing to a person

توضیح فارسی

چیزی که کمی مزاحمت ایجاد می‌کند؛ آزاردهنده برای یک شخص

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

n. annoyance

اسم: مزاحمت؛ آزردگی

اَنویِنس

v. annoy

فعل: آزار دادن؛ کلافه کردن

اَنوی

adv. annoyingly

قید: به‌شکل آزاردهنده

اَنویینگلی
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.