واژه

worthwhile

/ˌwɜːrθˈwaɪl/

ارزشمند، شایسته

وِرث‌وایل

Definition

value in doing something

توضیح فارسی

دارای ارزش در انجام کاری

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. value in doing something

صفت: دارای ارزش در انجام کاری

اَج. وَلْیو اِن دوئینگ سامثینگ

syn. rewarding

مترادف: ارزشمند، رضایت‌بخش

سین. ریواردینگ

It was worthwhile waiting ten hours in line for the tickets.

منتظر ماندن ده ساعت در صف برای بلیت‌ها ارزش داشت.

ایت واز وِرث‌وایل وِیتینگ تِن آورز اِن لاین فور دِ تیکِتس
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.