واژه

frail

/freɪl/

ضعیف، شکننده

فریل

Definition

weak in health or in body

توضیح فارسی

ضعیف از نظر سلامتی یا جسمی

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. weak in health or in body

صفت: ضعیف از نظر سلامتی یا بدن

اَج. ویک اِن هِلث اُر اِن بادی

syn. fragile

مترادف: شکننده، ضعیف

سین. فِرَجِل

n. frailty

اسم: ضعف، ناتوانی

اِن. فریلتی
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.