واژه

collide

/kəˈlaɪd/

برخورد کردن، تصادف کردن

کِلاید

Definition

to hit one object against another with violent force; to be in opposition

توضیح فارسی

برخورد شدید یک جسم با جسم دیگر؛ در مخالفت بودن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

v. to hit one object against another with violent force; to be in opposition

فعل: برخورد شدید یک جسم با جسم دیگر؛ در مخالفت بودن

وی. تو هیت وان آبجکت اَگِینست اَناذِر ویذ وایلِنت فورس؛ تو بی اِن آپوزیشن

n. collision

اسم: برخورد، تصادف

اِن. کِلیژن

syn. crash

مترادف: تصادف، برخورد

سین. کرَش
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.