واژه

agile

/ˈædʒəl/

چابک، فرز

اَجِل

Definition

able to move in a quick and easy way

توضیح فارسی

قادر به حرکت سریع و آسان

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. able to move in a quick and easy way

صفت: قادر به حرکت سریع و آسان

اَج. ایبِل تو موو اِن اَ کوییک اَند ایزی وِی

syn. nimble

مترادف: چابک، فرز

سین. نیمبِل

adv. agilely

قید: به شکل چابکانه

اَجِللی
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.