واژه

postpone

/poʊˈspoʊn/

به تعویق انداختن؛ عقب انداختن

پُست‌پون

Definition

to change to a later time; to delay

توضیح فارسی

تغییر دادن به زمان بعد؛ به تأخیر انداختن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

v. to change to a later time; to delay

فعل: تغییر دادن به زمان بعد؛ به تأخیر انداختن

وی. تو چِینج تو اَ لِیتِر تایم؛ تو دیلِی

adj. postponable

صفت: قابل به تعویق انداختن

اِی‌دی‌جی. پُست‌پونِبِل

n. postponement

اسم: تعویق؛ به تأخیر انداختن

اِن. پُست‌پونمِنت
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.