واژه

persistent

/pərˈsɪstənt/

پافشار؛ مداوم؛ سرسخت

پِرسیستِنت

Definition

continuous; refusing to give up; firm in action or decision

توضیح فارسی

مداوم؛ تسلیم نشدن؛ ثابت‌قدم در عمل یا تصمیم

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. continuous; refusing to give up; firm in action or decision

صفت: مداوم؛ تسلیم نشدن؛ ثابت‌قدم در عمل یا تصمیم

اِی‌دی‌جی. کِنتینیوئِس؛ ریفیو‌زینگ تو گیو آپ؛ فِرم این اَکشن اور دیسیژِن

v. persist

فعل: پافشاری کردن؛ ادامه دادن

وی. پِرسیست

n. persistence

اسم: پشتکار؛ پافشاری

اِن. پِرسیستِنس
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.