/ˌɪntərˈvenʃən/
اینتِروِنشن
taking action; being involved
اقدام کردن؛ درگیر شدن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
n. taking action; being involved
اسم: اقدام کردن؛ درگیر شدن
v. intervene
فعل: مداخله کردن
syn. involvement
مترادف: مشارکت؛ درگیری
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.