واژه

haphazardly

/hæpˈhæzərdli/

بی‌نظم؛ تصادفی؛ بدون برنامه

هَپ‌هَزِردلی

Definition

having no order or pattern; by chance

توضیح فارسی

فاقد نظم یا الگو؛ به طور اتفاقی

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. having no order or pattern; by chance

قید: فاقد نظم یا الگو؛ به طور اتفاقی

اَدوِرب. هَوینگ نو اوردِر اور پَتِرن؛ بای چَنس

adj. haphazard

صفت: بی‌نظم؛ تصادفی

اِی‌دی‌جی. هَپ‌هَزِرد

n. haphazardness

اسم: بی‌نظمی؛ تصادفی بودن

اِن. هَپ‌هَزِردنِس
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.