واژه

chronic

/ˈkrɒnɪk/

مزمن؛ دائمی

کرانیک

Definition

always present; continual

توضیح فارسی

همیشه وجود داشتن؛ مداوم

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. always present; continual

صفت: همیشه موجود؛ مداوم

اِی‌دی‌جی. آلویز پِرِزِنت؛ کِنتینیوئِل

adv. chronically

قید: به طور مزمن؛ به صورت دائمی

اَدوِرب. کرانیکلی

syn. constant

مترادف: ثابت؛ همیشگی

سین. کانستِنت
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.