واژه

aspect

/ˈæspekt/

جنبه؛ بُعد؛ ویژگی

اَسپِکت

Definition

a part or characteristic of something; an element

توضیح فارسی

بخشی یا ویژگی از چیزی؛ یک عنصر

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

n. a part or characteristic of something; an element

اسم: بخشی یا ویژگی از چیزی؛ یک عنصر

اِن. اَ پارت اور کَرَکتِریستیک آو سامثینگ؛ اَن اِلِمِنت

syn. facet

مترادف: جنبه؛ بُعد

سین. فَسِت

I would trust the professional's advice in that aspect of economics.

من به توصیه متخصص در آن جنبه از اقتصاد اعتماد می‌کنم.

آی وود تراست دِ پِروفِشنَلز اَدوایس این ذَت اَسپِکت آو اِکانامیکس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.