واژه

acceptable

/əkˈseptəbəl/

قابل قبول؛ پذیرفتنی

اَکسِپتِبِل

Definition

allowable or satisfactory

توضیح فارسی

مجاز یا رضایت‌بخش

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. allowable or satisfactory

صفت: مجاز یا رضایت‌بخش

اِی‌دی‌جی. اَلَواِبِل اور سَتِسفَکتوری

v. accept

فعل: پذیرفتن

وی. اَکسِپت

adv. acceptably

قید: به شکل قابل قبول

اَدوِرب. اَکسِپتَبلی
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.