واژه

besiege

bē-sēj

محاصره کردن، هجوم آوردن

بیسِیج

Definition

to attack or surround someone persistently

توضیح فارسی

به‌طور مداوم به کسی حمله کردن یا او را محاصره کردن

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.