واژه

incapacitate

in-kə-pas-i-tāt

ناتوان کردن، از کار انداختن

اینکَپَسیتِیت

Definition

to prevent someone from doing something because of injury or weakness

توضیح فارسی

جلوگیری از انجام کاری توسط فرد به دلیل آسیب‌دیدگی یا ضعف

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.