ˈveɪ kənt
وِیکِنت
empty; not filled
خالی؛ پر نشده
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
Someone is planning to build a house on that vacant lot.
کسی قصد دارد روی آن زمین خالی خانه بسازد.
I put my coat on that vacant seat.
من کت خود را روی آن صندلی خالی گذاشتم.
When the landlord broke in, he found that apartment vacant.
وقتی صاحبخانه وارد شد، آن آپارتمان را خالی یافت.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.