واژه

vacant

ˈveɪ kənt

خالی

وِیکِنت

Definition

empty; not filled

توضیح فارسی

خالی؛ پر نشده

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Someone is planning to build a house on that vacant lot.

کسی قصد دارد روی آن زمین خالی خانه بسازد.

سام‌وان ایز پلنینگ تو بیلد اِ هاوس آن دَت وِیکِنت لات

I put my coat on that vacant seat.

من کت خود را روی آن صندلی خالی گذاشتم.

آی پوت مای کوت آن دَت وِیکِنت سیت

When the landlord broke in, he found that apartment vacant.

وقتی صاحبخانه وارد شد، آن آپارتمان را خالی یافت.

وِن دِ لَندلورد بروک این، هی فاند دَت آپارتمِنت وِیکِنت
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.