واژه

ballot

(bal' ət)

رأی / برگه رأی

بَلِت

Definition

piece of paper used in voting; the whole number of votes cast; the method of secret voting

توضیح فارسی

برگه رأی؛ رأی‌گیری مخفی

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Clyde, confident of victory, dropped his ballot into the box.

کلاید که به پیروزی مطمئن بود، برگه رأی خود را داخل صندوق انداخت.

کلاید، کانفیدِنت آو ویکتِری، دراپت هیز بَلِت اینتو دِ باکس.

After we counted the ballots a second time, Leo’s victory was confirmed.

پس از اینکه آرا را برای بار دوم شمردیم، پیروزی لئو تأیید شد.

اَفتِر وی کَونتِد دِ بَلِتس اِ سِکند تایم، لیوز ویکتِری واز کانفِرمْد.

To avoid embarrassing the candidates, we ballot instead of showing hands.

برای جلوگیری از خجالت‌زده شدن نامزدها، ما به‌جای بالا بردن دست‌ها رأی‌گیری مخفی می‌کنیم.

تو اووُید اِمبَرِسینگ دِ کَندیدِیتس، وی بَلِت اینستِد آو شوئینگ هَندز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.