(ə mend')
اَمِند
change for the better; correct; change
تغییر دادن به سمت بهتر؛ اصلاح کردن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
It is time you amended your ways.
وقت آن رسیده که رفتار خود را اصلاح کنی.
Each time they amended the plan, they made it worse.
هر بار که طرح را تغییر دادند، اوضاع را بدتر کردند.
Rather than amend the club’s constitution again, let us discard it and start afresh.
به جای اینکه دوباره اساسنامه باشگاه را اصلاح کنیم، بهتر است آن را کنار بگذاریم و از نو شروع کنیم.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.