واژه

drastic

(dras' tik)

شدید / قاطع

دِرَستیک

Definition

acting with force or violence

توضیح فارسی

با شدت و قدرت عمل کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The police took drastic measures to end the crime wave.

پلیس برای پایان دادن به موج جرم و جنایت اقدامات شدیدی انجام داد.

دِ پولیس توک دِرَستیک مِژِرز تو اِند دِ کرایم ویو.

The most drastic changes in centuries have taken place during our lifetime.

شدیدترین تغییرات در طول قرن‌ها در زمان زندگی ما رخ داده است.

دِ موست دِرَستیک چینجِز این سِنچِریز هَو تیکِن پلیس دیورینگ آور لایفتایم.

In the interests of justice, drastic action must be taken.

در راستای عدالت، باید اقدام قاطعانه‌ای انجام شود.

این دِ اینترِستس آو جاستیس، دِرَستیک اَکشِن ماست بی تیکِن.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.