(ri zīn')
ریزاین
give up; yield; submit
کنارهگیری کردن؛ تسلیم شدن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
Vito resigned his position as editor of the school paper.
ویتو از سمت سردبیری روزنامه مدرسه استعفا داد.
Upon hearing the news of the defeat, the football coach promptly resigned.
مربی فوتبال پس از شنیدن خبر شکست فوراً استعفا داد.
Upon examining the injury, the chiropractor told Jim he had better resign himself to a week in bed.
پس از معاینه جراحت، متخصص کایروپرکتیک به جیم گفت بهتر است خود را برای یک هفته استراحت در تخت آماده کند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.