(rath)
رَث
very great anger; rage
خشم بسیار زیاد؛ غضب
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
Anticipating Father’s wrath, we tried to give him the news slowly.
با پیشبینی خشم پدر، سعی کردیم خبر را آرامآرام به او بگوییم.
There is no rage like the wrath of an angry bear.
هیچ خشمی مانند غضب یک خرس خشمگین نیست.
After Ernie’s wrath subsided, we were able to tell him what happened.
پس از فروکش کردن خشم ارنی، توانستیم آنچه رخ داده بود را برایش توضیح دهیم.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.