واژه

wrath

(rath)

خشم شدید

رَث

Definition

very great anger; rage

توضیح فارسی

خشم بسیار زیاد؛ غضب

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Anticipating Father’s wrath, we tried to give him the news slowly.

با پیش‌بینی خشم پدر، سعی کردیم خبر را آرام‌آرام به او بگوییم.

اَنتیسِپِیتینگ فاذِرز رَث، وی تراید تو گیو هیم دِ نیوز اِسلولی.

There is no rage like the wrath of an angry bear.

هیچ خشمی مانند غضب یک خرس خشمگین نیست.

ذِر ایز نو ریج لایک دِ رَث آو اَن اَنگری بِر.

After Ernie’s wrath subsided, we were able to tell him what happened.

پس از فروکش کردن خشم ارنی، توانستیم آنچه رخ داده بود را برایش توضیح دهیم.

اَفتِر اِرنیز رَث سابسایدِد، وی وِر اِیبِل تو تِل هیم وات هَپِند.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.