(en dyur' or en door')
اِندیور
last; keep on; undergo; bear; stand
دوام آوردن؛ تحمل کردن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
How can you endure such disrespect?
چطور میتوانی چنین بیاحترامیای را تحمل کنی؟
The valiant officer endured serious burns on September 11th.
آن افسر شجاع در یازدهم سپتامبر سوختگیهای شدیدی را تحمل کرد.
Dr. Hardy was confident he could endure the hardships of space travel.
دکتر هاردی مطمئن بود که میتواند سختیهای سفر فضایی را تحمل کند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.