واژه

snub

(snub)

بی‌اعتنایی کردن

اِسناب

Definition

treat coldly, scornfully, or with contempt; cold treatment

توضیح فارسی

با سردی و تحقیر رفتار کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Darryl later apologized to Sally for snubbing her at the dance.

دریل بعداً از سالی به خاطر بی‌اعتنایی به او در مهمانی رقص عذرخواهی کرد.

دَریل لِیتِر آپالِجایزد تو سَلی فور اِسنابینگ هِر اَت دِ دَنس.

Sandra was tormented by the thought that she might be snubbed by her classmates.

ساندرا از این فکر عذاب می‌کشید که ممکن است توسط همکلاسی‌هایش نادیده گرفته شود.

سَندرا واز تورمِنتِد بای دِ ثات دَت شی مایت بی اِسنابد بای هِر کِلَسمِیتس.

I considered it a rude snub when I was not invited to the party.

وقتی به مهمانی دعوت نشدم، آن را یک بی‌اعتنایی گستاخانه دانستم.

آی کانسیدِرد ایت اِ رود اِسناب وِن آی واز نات اینوایتِد تو دِ پارتی.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.