(snub)
اِسناب
treat coldly, scornfully, or with contempt; cold treatment
با سردی و تحقیر رفتار کردن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
Darryl later apologized to Sally for snubbing her at the dance.
دریل بعداً از سالی به خاطر بیاعتنایی به او در مهمانی رقص عذرخواهی کرد.
Sandra was tormented by the thought that she might be snubbed by her classmates.
ساندرا از این فکر عذاب میکشید که ممکن است توسط همکلاسیهایش نادیده گرفته شود.
I considered it a rude snub when I was not invited to the party.
وقتی به مهمانی دعوت نشدم، آن را یک بیاعتنایی گستاخانه دانستم.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.