(in dif' ər əns)
ایندیفِرِنس
lack of interest, care, or attention
نبود علاقه، توجه یا اهمیت
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
Allen’s indifference to his schoolwork worried his parents.
بیتفاوتی آلن نسبت به درسهایش والدینش را نگران کرد.
It was a matter of indifference to Bernie whether the story circulating about his engagement was true or not.
برای برنی مهم نبود که داستان در حال پخش درباره نامزدیاش حقیقت دارد یا نه.
My father could not refrain from commenting on Linda’s indifference toward her brother’s tears.
پدرم نتوانست درباره بیتفاوتی لیندا نسبت به اشکهای برادرش اظهار نظر نکند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.