واژه

preoccupied

(prē äk' yə pīd)

ذهن‌مشغول

پری‌آکیوپاید

Definition

took up all the attention

توضیح فارسی

تمام توجه را به خود مشغول کرده

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Getting to school in time for the test preoccupied Judy’s mind.

رسیدن به مدرسه به‌موقع برای امتحان ذهن جودی را مشغول کرده بود.

گِتینگ تو اسکول این تایم فور دِ تِست پری‌آکیوپاید جودیز مایند.

My boss is always preoccupied with ways of cutting down on the workers’ lateness.

رئیس من همیشه با راه‌های کاهش تأخیر کارگران درگیر ذهنی است.

مای باس ایز آلویز پری‌آکیوپاید ویذ وِیز آو کاتینگ داون آن دِ وُرکِرز لیتنِس.

Charity cases preoccupied Mrs. Reynaldo’s attention.

پرونده‌های خیریه توجه خانم رینالدو را به خود مشغول کرده بود.

چَرِتی کیسِز پری‌آکیوپاید میسِز رینالدوز اَتِنشِن.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.