واژه

potential

(pə ten' shəl)

بالقوه

پِتِنشِل

Definition

possibility as opposed to actuality; capability of coming into being or action

توضیح فارسی

امکان بالقوه؛ توانایی بالقوه

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Mark has the potential of being completely rehabilitated.

مارک پتانسیل این را دارد که کاملاً اصلاح شود.

مارک هَز دِ پِتِنشِل آو بینگ کامپلیتلی ریهَبیلِتِید.

The coach felt his team had the potential to reach the finals.

مربی احساس می‌کرد تیمش توانایی بالقوه رسیدن به فینال را دارد.

دِ کوچ فِلت هیز تیم هَد دِ پِتِنشِل تو ریچ دِ فاینِلز.

Destroying nuclear weapons reduces a potential threat to human survival.

نابود کردن سلاح‌های هسته‌ای یک تهدید بالقوه برای بقای انسان را کاهش می‌دهد.

دیسترویینگ نیوکلیر وِپِنز ریدیوسِز اِ پِتِنشِل ثرِت تو هیومن سِروایوَل.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.