(pə ten' shəl)
پِتِنشِل
possibility as opposed to actuality; capability of coming into being or action
امکان بالقوه؛ توانایی بالقوه
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
Mark has the potential of being completely rehabilitated.
مارک پتانسیل این را دارد که کاملاً اصلاح شود.
The coach felt his team had the potential to reach the finals.
مربی احساس میکرد تیمش توانایی بالقوه رسیدن به فینال را دارد.
Destroying nuclear weapons reduces a potential threat to human survival.
نابود کردن سلاحهای هستهای یک تهدید بالقوه برای بقای انسان را کاهش میدهد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.