واژه

nominate

(näm' ə nāt)

نامزد کردن

نامینِیت

Definition

name as a candidate for office; appoint to an office

توضیح فارسی

به عنوان نامزد معرفی کردن؛ منصوب کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Three times Bryant was nominated for office but he was never elected.

برایان سه بار برای مقام دولتی نامزد شد اما هرگز انتخاب نشد.

ثری تایمز برایِنت واز نامینِیتِد فور آفیس بات هی واز نِوِر الِکتِد.

The president nominated him for Secretary of State.

رئیس‌جمهور او را برای سمت وزیر امور خارجه منصوب کرد.

دِ پرِزیدِنت نامینِیتِد هیم فور سِکرِتِری آو اِستِیت.

Though Danny was nominated last, he emerged as the strongest candidate.

اگرچه دنی آخر از همه نامزد شد، اما به عنوان قوی‌ترین نامزد ظاهر شد.

ذو دَنی واز نامینِیتِد لَست، هی ایمِرجْد اَز دِ استرانگِست کَندیدِیت.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.