واژه

multitude

(mul' tə tūd)

انبوه / جمعیت زیاد

مالتیتود

Definition

a great number; a crowd

توضیح فارسی

تعداد بسیار زیاد؛ جمعیت

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

A multitude of letters kept pouring in to the movie idol.

انبوهی از نامه‌ها همچنان برای ستاره سینما سرازیر می‌شد.

اِ مالتیتود آو لِتِرز کِپت پورینگ این تو دِ مووی آیدُل.

The fleeing culprit was pursued by a fierce multitude.

مجرم فراری توسط جمعیتی خشمگین تعقیب شد.

دِ فِلینگ کالپریت واز پِرسود بای اِ فیرس مالتیتود.

Flood victims were aided by a multitude of volunteers.

قربانیان سیل توسط تعداد زیادی داوطلب کمک شدند.

فلاد ویکتیمز وِر اِیدِد بای اِ مالتیتود آو والِنتیرز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.