واژه

vertical

(ver' tə kəl)

عمودی

وِرتیکَل

Definition

straight up and down with reference to the horizon

توضیح فارسی

راست و قائم نسبت به افق

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

It wasn’t easy to get the drunken man into a vertical position.

قرار دادن مرد مست در وضعیت عمودی آسان نبود.

ایت وازِنت ایزی تو گِت دِ درانکِن مَن اینتو اِ وِرتیکَل پِزیشِن.

The way to vote for your candidate is to pull the lever from the horizontal position to the vertical position.

برای رأی دادن به نامزد خود باید اهرم را از حالت افقی به حالت عمودی بکشید.

دِ وی تو ووت فور یور کَندیدِیت ایز تو پول دِ لیوِر فرام دِ هاریزانتَل پِزیشِن تو دِ وِرتیکَل پِزیشِن.

A circle surrounding a vertical line that ends in an inverted V is the well-known peace symbol.

دایره‌ای که یک خط عمودی را احاطه کرده و به شکل V وارونه پایان می‌یابد، نماد معروف صلح است.

اِ سِرکِل سِرَوندینگ اِ وِرتیکَل لاین دَت اِندز این اَن اینوِرتِد وی ایز دِ وِل‌نون پیس سیمبُل.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.