(rē hə bil' ə tāt)
ریهَبیلِتِیت
restore to good condition; make over in a new form; restore to former standing, rank, reputation, etc.
بهبود دادن؛ بازسازی کردن؛ بازگرداندن به وضعیت یا اعتبار قبلی
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
The old house was rehabilitated at enormous expense.
خانه قدیمی با هزینهای بسیار زیاد بازسازی شد.
The former criminal completely rehabilitated himself and was respected by all.
آن مجرم سابق کاملاً خود را اصلاح کرد و مورد احترام همه قرار گرفت.
This wing of the house must be rehabilitated promptly, as there is a danger it will collapse.
این بخش خانه باید فوراً بازسازی شود زیرا خطر فروریختن آن وجود دارد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.